نکات مهم مستند تقاطع
سالگرد حوادث تلخ فتنه 88
هفته پیش مستند تقاطع راجع به قتل ندا آقا سلطان از شبکه سوم سیما و شبکه پرس تی وی پخش شد
گرچه باید زمان پخش این مستند امشب باشد اما به مناسبت 22 خرداد و آغاز علنی فتنه 88 هفته گذشته منتشر شد
نکاتی چند از این مستند بدست می آید:
1- این مستند نشان داد که اگر نیروهای اطلاعاتی و امنیتی بخواهند می توانند برای رفع شبهات مستند های جذاب و روشنگرانه ای بسازند و ای کاش برای باقی حوادث هم این گونه مستند ها ساخته می شد.
حداقل فایده ساخت مستند ها مشخص شدن جعلی یا واقعی بودن کلیپ ها ی منتشر شده در سال گذشته بود و یا روشن کردن زوایای پنهان آن فیلم ها
2- این مستند کاملا برخلاف فیلم به اصطلاح مستند سال گذشته ندا بود که نشان می داد ندا خودش بازیگر بوده است و در مسیر بیمارستان به قتل رسیده و یک عده آدم را متهم به قتل می کرد. الان که خلاف بودن آن فیلم مشخص شده است جا دارد که سازندگان آن به خاطر تهمت به افراد و همچنین ذهن بیمارشان از مردم انقلابی عذرخواهی کنند. چراکه خیلی از افراد بنابر اینکه فیلم سال گذشته مستند واقعی است به خیلی از افراد تهمت زده اند گرچه گناه این افراد به خاطر اعتماد کامل و تهمت براساس اطلاعات ناقص هنوز به پای خودشان است
3- تقاطع نشان داد که چقدر جوانان ما از قضایا به دور هستند اگر دقت کرده باشید غیر از دوست ندا که جوان بود. حتی دوست آرش حجازی هم مریم رجوی را نمی شناخت در صورتی که قاعدتا به لحاظ سنی باید وقایع آنزمان را بداند.
البته معلوم نیست واقعا نمی شناخته یا اینکه به خاطر حضور ماموران در اتاق این چنین بیان کرده است الله اعلم البته این جمله که فکر می کرده است مادر ندا بوده است این احتمال را رد می کند.
در هر صورت این عدم آشنایی می تواند زنگ خطری باشد برای نظام زیرا مردم به راحتی به علت عدم شناخت این گروهک ها می توانند در دام آنها گیر کنند و مشکلاتی را برای خود و نظام ایجاد کنند.
4- تقاطع نشان داد که مظلومیت بسیجی ها تاچه حد است. به شخصه فکر می کردم به بسیجی هایی که سال گذشته در حوادث فتنه دچار آسیب شده اند رسیدگی های خاص شده است اما با این گفته آقای کاگر جاوید که می گوید محل کار و خانه اش را ترک کرده و درجای دیگری زندگی می کند و از وضع زندگی اش در اتاق 6 متری راضی نیست نشان از عدم رسیدگی لازم به این افراد دارد این مسئله دو پیامد ضمنی دارد:
4-1- عدم رسیدگی لازم به صدمه دیدگان حوادث سال گذشته باعث دلسردی دیگر بسیجیان عزیز حاضر در صحنه می شود. باید قبول کرد که میزان اعتقاد هر فرد با دیگری تفاوت دارد درست است که بسیجیان تا پای جان در صحنه حاضر هستند اما از سوی دیگر باید دلگرم باشند.
4-2-ضمنا نشان می دهد که برخی بسیجیان در صحنه عمل اعتقادات پایه ای کاملی ندارند. نمی خواهم بسیجی را متهم به بی اعتقادی کنم اما اینکه از ترس ماسک به صورت بزنند و یا اینکه از جانشان بترسند برای کاری که در راه خدا و نظام انجام داده اند نشان از ضعف اعتقادی دارد. هرکس که در بسیج وارد می شود در صحنه نظر اعلام می کند که تا پای جان در دفاع از نظام و ولایت و رهبری ایستاده است اما وقتی به عمل می رسد هنوز به مرحله ایمان واقعی نرسیده ایم کما اینکه در جنگ نیز از این افراد وجود داشت و همه بسیجی خط شکن نبوده اند و عده ای در زمان عملیات کم می آورده اند. برای حل این مسئله باید نهاد های مسئول بیشتر در زمینه اعتقادی بسیجیان کار کنند.
5- در دنباله مطلب بند قبل هنوز نمی دانم چرا سپاه از معرفی شهدای فتنه 88 امتناع می کند. اولین شهید فتنه شهید غلامحسین کبیری بود اما بعد از آن دیگر شهدای بعدی را معرفی نکردند و هنوز هم بعد از یکسال از اینکار امتناع می کنند.
به نظر می رسد هنوز هم مسئولین سپاه شک دارند که فتنه 88 تمام شده است. مردم با آنها نیستند و ریزشهای آن طرف اساسی بوده است. که شهدا را معرفی نمی کنند. نمی دانم از اینکه مثلا والدین شهدا را اذیت کنند می ترسند یا اینکه مشخص شود سپاه از شهرهای دیگر نیرو آورده می ترسند یا اینکه از اعلام نحوه شهادت این افراد می ترسند نمی دانم چه حکمتی در کار است اما اگر این مواردی که نوشتم باشد باید گفت که بی جهت می ترسید مردم با آنها نیستند و خود مردم حوادث را درک می کنند
واقعا مگر این خانواده ها چه گناهی کرده اند که نباید از شهیدشان تجلیل مردمی به عمل آید؟ (با توجه به بند 4-1 می ترسم نکند به این خانواده ها هم رسیدگی کامل نشده باشد )
هنوز نیروی انتظامی هم شهدای خود را معرفی و تجلیل مردمی نکرده است که به نظر می رسد برای این کار نیاز به مطالبه عمومی رسانه ای داریم تا این نهادها مجبور به معرفی این شهدای گرانقدر شوند.
البته عدم معرفی شهدا به شایعات بی بی سی و صدای آمریکا مبنی بر دروغین بودن ادعای مسئولین در تعداد شهدای سپاه و بسیج و ناجا دامن می زند. که با معرفی کامل شهدا بطلان این شایعات نیز مشخص خواهد شد.
ضمنا خانواده های این شهدا نیز قطعا توقع معرفی و تجلیل علنی شهدایشان را نیز دارند که باید برای عزیزانشان انجام شود (والا خطر بند 4-1- نیز در کمین است)
سه نکته غیر مرتبط با این مستند:
1- عدم جلوگیری ناجا و ... از حمله به دفتر صانعی و منتظری خلاف عدالت و و خلاف شرع است. مگر ما ادعا نمی کنیم که باید عدالت برقرار شود و شهروندان همه برابرند و.... در هر صورت آن مکان ها نیز مکان های عمومی یا خصوصی بوده اند که به آنجا حمله شده است باید حمله کنندگان مجازات شوند تا از این به بعد در باقی تجمعات مردم فقط شعار دهند و در صحنه حاضر باشند و بدانند نظام از حقوق همه شهروندانش حتی مخالفانش نیز حمایت می کند.
این توقع غلط از سوی مردم انقلابی حاضر درصحنه که ناجا و ... نباید به حمله ما کاری داشته باشد باید اصلاح شود.
چندی قبل هم مدیران مسئول روزنامه ها و سایت ها نیز از شکایت سران فتنه علیه خودشان شاکی بودند و انتظار داشتند که نظام به شکایت آنها رسیدگی نکند در صورتی که به نظر من عدالت اسلامی ایجاب می کند که شکایت هر کس علیه دیگری باید مورد رسیدگی قرار گیرد.
در تاریخ داریم که در دوران امیرالمومنین حد شلاقی برای مجرمی تعیین شده بود وقتی کارگزار حکومت علوی 3 ضربه بیشتر از حد مجازات به مجرم زد حضرت شلاق را به مجرم دادند تا قصاص سه ضربه اضافی را انجام دهد. مجرم سرجای خود عمل خلاف شرع دیگران جای خود.
اگر روزنامه و یا سایتی مطلبی را نوشته است باید سند داشته باشد نه اینکه چون آنها سران فتنه اند ما حق داریم هر مطلب دروغی را منتشر کنیم و کسی هم به ما تعرض نکند و توقع هم داشته باشیم که تعرضی نشود . در هر صورت به نظر من قوه قضائیه در رعایت عدالت علی رغم ادعای آقای آملی مبنی بر حق داشتن سران فتنه برای شکایت از دیگران مردود شد چون کلیه شکایات سران فتنه علیه این روزنامه ها و سایت ها رد شد و دیگر خبری از پیگیری باقی شکایت ها نیست.
2- در راستای مطلب بند قبل باید از قوه قضائیه و نهادهای دیگر پرسید که پیگیری جنایات کوی و کهریزک به کجا رسید این حوادث تلخ که دل رهبری را هم به درد آوردند چه شد ؟ چرا باید دادگاه های طرف مقابل به نتیجه برسد اما دادگاه های این طرف نا معلوم باشد؟ این هم نتیجه همان توقعات بی جا و غیر شرعی نهادها و مسدولین از نظام است که به نام مصلحت این موارد را نامشخص باقی کذاشته و باعث جا افتادن شایعات ضد انقلاب در اینکه این کار ها توسط خود نظام انجام شده می شود. به جای اینکه افراد فای نظام شوند نظام فدای افراد می شود. امیدوارم روزی برسد که هیچ مقامی در ایران احساس سایه امن داشتن نکند حتی در حد معاون ریس جمهور و حتی تر خود سران قوا
3- من به شخصه در اینجا اعلام می کنم چند نفر را حسابی کتک خواهم زد تا دلم خنک شود و با توجه به مطالب بالا اعلام می کنم چون می دانم کارم خلاف شرع خواهد بود (چون من مسئول مجازات اینها نیستم و حق ندارم اینها را بزنم) حاضرم پای هرنوع مجازاتی نیز بایستم و مجازات هم بشوم
ای کاش همه مردم انقلابی حاضر در صحنه نیز همین گونه اعلام موضع می کردند و توقع بیجا نداشته باشند و مسئولین نیز با توجه به این اعلام موضع به مجازات حمله کنندگان به دفاتر و خانه های سران فتنه و کوی و ... نیز بپردازد و چهره قضائی نظام عدل علوی را به نمایش بگذارند.
راستی این چند نفر مواظب خودشان باشند تا گیر من نیفتند که کتک حسابی خواهند خورد: آغاجری – کروبی – موسوی – موسوی خوئینی ها (هنوز خاتمی به این جمع نپیوسته و دیگران نیز به این حد نرسیده اند)
اینها درد دل من بود با خودم و به نظرم فضای مجازی نوعی چاه است که انسان می تواند سرش را درآن بکند و درددلهایش را در آن فریاد بزند.
خوشحال می شوم اگر خوانندگان نظر خود را بیان کنند


